پنج شش سال است دیگر شب‌ها قبل خواب کتاب نمی‌خوانم. حد فاصل ایستگاه‌های مبدأ و مقصدِ من در مترو به کتاب‌خواندن می‌گذرد. بعدازظهرها اگر خانه باشم، کتابی دست می‌گیرم و خیلی‌وقت‌ها هم توی کتاب‌خانه‌های دانشگاه و بیرونِ دانشگاه، کتاب می‌خوانم. اما تأکید می‌کنم؛ چند سالی می‌شود دیگر کتابی موقع خواب از خستگیِ زیاد توی صورت‌ام […]

خواندن نوشته