ساعتی پیش خواندم که «دختران محجبه‌ی شهرستان ری، روز حجاب را با اهدای گل و کارت تبریک، به بانوانِ بد حجاب تبریک گفتند» (بخوانید). اکنون هنوز خبر در ذهن‌ام تازه است. «تازه» یعنی خبر، از جنسِ «مصر در آستانه‌ی جنگ داخلی» و «مردی اقدام به خودسوزی کرد» نبود. کامنت‌ها را که می‌خوانم، به دوراهیِ سرتکان‌دادن به نشانه‌ی تحقیرِ عمل، و شانه‌بالاانداختن به نشانه‌ی بی‌اعتنایی می‌رسم و وسط جاده، سَر و تهْ می‌کنم: بخشی از این اتفاق دارد هیجان‌انگیز می‌شود.

بسیاری از ابعاد اتفاق، جای بحث دارند. این‌که کسی به پوشش دیگری ایراد می‌گیرد، این‌که کسی به خود اجازه می‌دهد دیگری را «بد حجاب» بداند، این‌که دختران نوجوانی که به این عمل دست زده‌اند، گستره‌ی انتخاب‌های‌شان را دیگران تعیین کرده‌اند، همه جای بحث دارند، اما بخش خوب ماجرا، وسیله‌ای است که آن‌ها «روش جدید» صدای‌اش می‌زنند: «روش جدید برای امر به معروف و نهی از منکر». آن‌ها چماق ندارند. آن‌ها روی ذهن نوجوان‌های محجبه خشونت نکاشته‌اند. آن‌ها کسی را سوارِ ون نمی‌کنند. آن‌ها از کسی تعهدِ کتبی یا شفاهی نمی‌گیرند. دقیقاً هم‌این بخش از اتفاق است که برای‌ام هیجان‌انگیز شده‌است. اگر بالای عنوانِ خبر را نمی‌خواندم، من هم حالا یکی از گزینه‌های دوراهیِ یادشده را انتخاب کرده بودم.

همیشه می‌گوییم چرا در وسیله‌های‌اش بازنگری نمی‌کند، آن کس که اهدافِ ایدئولوژیک دارد. این بار اما او بازنگری کرده‌است و ما هم‌چنان ایراد گرفته‌ایم. چه توقعی داریم؟ این‌که او بیاید و یک‌شبه خانه را بکوبد و از نو، چیزی را بسازد که آرمانِ ماست؟ این‌بار این مرغ ما است که یک پا دارد. «او» یک قدم برداشته‌است و شاید منتظر انعکاسِ صدای پای‌اش باشد.

پاسخی بنویسید.