در گوش‌مان خوانده‌اند که داشتنِ مُهرِ نشان‌دهنده‌ی شرکت در انتخابات روی برگه‌ای از شناس‌نامه، سودِ خاصی به هم‌راه دارد. همه شنیده‌ایم که شرکت در انتخابات، مزایایی چون احتمالِ اشتغال در دولت، و یا کاهشِ دوره‌ی سربازی را با خود می‌آورد. بدون توجه به راستی یا ناراستیِ این فرض‌ها، من این «چو انداختنِ» سنتی را تحقیرِ جریانِ «انتخابات» می‌شناسم؛ شایعه‌ای که اهمیت نفس انتخابات را از راه‌بردِ منافعِ جمعی، به ارضای خیالیِ منافعِ فردیِ احتمالی تنزل می‌دهد.

معنای انتخابات را عوض کرده‌ایم. عوض کرده«ایم»، چرا که تصمیم‌گیریِ حضورمان را بر مبنای کارکردِ خیالیِ داشتنِ مُهر در شناس‌نامه تنظیم می‌کنیم. یکی‌مان می‌گوید که رأی نمی‌دهد، چون نمی‌خواهد «مُهر» را در شناس‌نامه‌اش داشته باشد؛ یکی دیگر هم می‌گوید رأی می‌دهد که برای مهاجرت به کشوری دیگر، کسی راه‌اش را سد نکند و مراحل اداریِ کار، سریع‌تر انجام شود. به وضوح، انتخابات را برای ارضای نیازی غیر از «انتخاب» شناخته‌ایم: اولی، برای بیان اعتراض‌اش نسبت به وضعیتی که از آن راضی نیست (یا دلایل بی‌شمار دیگر) شناخته، و دومی، برای یک محکم‌کاریِ خودخواهانه، بدون درنظرگرفتنِ جایی برای منافع جمعی.

من در انتخابات شرکت می‌کنم. کمی واضح‌ترش می‌شود این‌که: من در انتخابات پیشِ رو شرکت خواهم کرد. هدفِ دورترم، بازگرداندنِ معنای انتخابات به حقیقتِ وجودیِ آن است. هدف نزدیک‌ترم، کارآمدْ دیدنِ شرکت در انتخابات، نسبت به «تحریمِ انتخابات»ای است که بی‌فایده می‌دانم‌اش. اما به این نوع رأی‌دادن، صفتی اضافه می‌کنم: «رأی‌دادنِ ارادی»، در برابر «رأی‌دادنِ خیال‌محور». رأی‌ای را که با هدف تمرین دموکراسی، و بازگرداندنِ معنای انتخابات به حقیقتِ خود، در صندوق ریخته می‌شود، رأیِ ارادی می‌نامم؛ نیز، رأی‌ای را که می‌خواهد از حقِ دهنده‌ی خود دفاع کند، هرچند که دهنده‌اش، حقِ خود را تمام‌و‌کمال نمی‌یابد. در مقابل، رأی‌دادنی را که با هدفِ داشتنِ مُهر در شناس‌نامه، و یا هر نوع انتفاعِ غیرجمعیِ احتمالی به وقوع می‌پیوندد، خیال‌محور و غیرارادی می‌نامم که در چنین حالتی، صحبت از «انتخاب» و مفهومِ «برگزینش» نیست.

باید حساب ِ رأی‌دادنِ ارادی را، از شال‌وکلاه کردگانِ خیال‌محورِ شرکت در انتخابات، جدا کرد. چه‌طور؟ از راه دلیل‌آوردن. شروع‌اش با خودم: به «محمدرضا عارف» رأی می‌دهم، چون برنامه‌های مدون‌اش را عاقلانه‌تر دیده‌ام. چون مسائلی را پیش می‌کشد که بعضاً در فضای رقابتیِ آن‌ها، تابو به شمار می‌روند. چون کارنامه و پیشینه‌ی مثبتی در مقایسه با رقیبان خود دارد، و به گفته‌ی خودش، تمام اقلیت‌های مذهبی را محترم می‌شمارد.

هر کس می‌تواند دلیل بیاورد. هر کس می‌تواند دلایلِ دیگران را به چالش بکشد. ما به چنین مباحثه‌هایی نیازمندیم که به تعاملِ گروه‌های متعددِ رأی‌دهنده و گروه‌های تحریم‌کننده‌ی انتخابات وابسته است. باید دلایل یک‌دیگر را بشنویم و صحبت کنیم. پیش‌داوری را کنار بگذاریم و نتیجه‌گیریِ سلیقه‌ای نکنیم. دموکراسی شورامحور، در چنین فضایی زاده خواهد شد.

پاسخی بنویسید.