فرزند زمانه‌ی خود بودن، اتفاقی نیست که بتوان به آن بالید. پسر نوجوانی که «Beats» روی گوش‌های‌اش است، «NY» روی تی‌شرت‌اش است، زیر لب «Nicki Minaj» می‌خواند و هرچه جز این‌ها را، حماقت می‌نامد هم فرزند زمانه‌ی خود می‌تواند به‌شمار آید، چراکه «زمانه»ای او را زاده‌است که حقِ برگزیدن و شناساییِ گستره‌ی گزینه‌های ممکن را خوب نمی‌فهمد و دست‌رس‌ترین مسیرِ صاف را، محتمل‌ترین مسیرِ بازِ پیش‌ِروی‌اش می‌داند. چنین زمانه‌ای به‌سادگی می‌تواند تسلیمِ «مصرف‌گرایی» شود، تسلیمِ «دروغ» شود، تسلیمِ «پروپاگاندا» شود. کافی است قواعد چنین زمانه‌ای را دریابی، آن‌وقت است که نان‌ات در روغن است: کُنش یا رفتاری به سودِ خودت باب می‌کنی و آن را به عنوانِ «هم‌رنگِ جماعت شدنْ» تحویلِ جامعه‌ات می‌دهی؛ می‌نشینی منتظرِ جوانه‌زدنِ آن‌چه که کاشته‌ای و کمی بعد، داد می‌زنی که «فرزند زمانه‌ی خود باشید». این دقیقاً همان کاری است که «Beats» می‌کند، «NY» می‌کند، صنعت ماشینیِ موسیقیِ امروز می‌کند.

چه وقت اما هم‌گام‌بودن با زمانه‌ی خود، می‌تواند به کارِ این زمانه بیاید؟ شاید وقتی که حیطه‌ی انتخاب‌ها را – با تحملِ شیطنتِ رنگ‌های پُر زرق‌وبرقِ تبلیغات‌چی‌ها – بتوان یک‌سان دید؛ شاید وقتی که اعضای جوامع را، آگاهیِ آن باشد که سوارِ موج‌ها شدن، هنوز هم معنای بازی‌چه‌شدن را می‌دهد؛ شاید وقتی که فرد، بتواند نسبت به پدیده‌های پیرامون‌اش، واکنش‌هایی ارادی، اختیاری و آگاهانه نشان دهد، نه واکنش‌هایی هم‌چون پذیرفتن‌های غیرِارادیِ کنونی.

۲ دیدگاه برای “برای جامعه‌ای که می‌خواهد به‌روز باشد.”

  1. از نوشته ی شما بر میاد که کسی که نیکی میناژ گوش کنه بده!

  2. حرف از بارِ ارزشیِ مصداق‌ها نیست، اما اگر از این نوشته می‌شود برداشتی ارزش‌محور کرد، نویسنده مقصر است و عذرخواهی می‌کنم از هواداران مصداق‌های یادشده.

پاسخی بنویسید.