وقتی حرف از نقد می‌زنیم، تکلیف را روشن کنیم که شخص را نقد می‌کنیم یا تشکیلات را. تکلیف من مشخص است: من با تشکیلاتی‌شدنِ محیط وب – چه فارسی باشد، چه غیرفارسی – مخالف ام، چراکه وب تنها فضای آرمان‌گرایانه‌ای است که از خیال و رؤیای بشر، به واقعیتِ ملموسِ دنیای پیرامون‌مان راه یافته‌است. وب برای ما، یک آرمان‌شهرِ محتوامحور است که در آن حرف از چیزی می‌زنیم، که اگر همان در مجله‌ای چاپ شود، فروش مجله را پایین می‌آورد؛ هرچند مسئله‌ی کاهش فروش، بیش‌تر در جایی مطرح است که اقتضای اقتصادی در میان باشد و در ایران، اقتضاهای اجتماعی و محدودیت‌های بیان هستند که نوشته‌ها را جهت‌دار می‌کنند. «محدودیتِ بیان» یعنی همان عاملی که موجب فیلترشدن این وب‌گاه – هم‌چون بسیاری از وب‌گاه‌ها – شده‌است و «فضای آرمانی»، یعنی علی‌رغمِ «توقیفِ» نشریه‌ی وب‌لاگ من، هنوز هم می‌توانم مطلب‌ام را منتشر کنم.

این موضوع دقیقاً همان تفاوتِ اساسیِ وب است با دیگرْ روش‌های نشرِ محتوا، و چنین فکر می‌کنم که دلیلِ علاقه‌ی ما به وب، این می‌تواند باشد که بدون هراس از رضایت یا نارضایتیِ کسی یا کسانی، مطلب می‌نویسیم (حتی با نام‌های مستعار) و این‌جا تنها جایی است که می‌شود فارغ از دغدغه‌های عُرف، فروش، رضایتِ سردبیر یا رضایت مدیریت، حرف زد و مخاطب هم داشت و من دیده‌ام و می‌بینم که وب به هر زبانی که هست، آزادتر از این‌حرف‌هاست که بخواهد «تشکیلاتی» شود.

تنها دست‌آورد قابلِ‌توجهِ جشن‌واره‌ی وب ایران در این چند سال، ایجاد فضای رقابتی میان توسعه‌دهنده‌های ظاهریِ وب و طراحان پوسته بوده‌است و بس. همین. من ترجیح می‌دهم رقابت‌های The Bobs را دنبال کنم تا جشن‌واره‌ای که خودم داورش بوده‌ام و هستم و اگر بخواهند، خواهم ماند؛ اما دل‌خور شده‌ام که چرا «تشکیلاتی» شده‌است؟ چه‌طور خود را مستقل می‌داند درحالی‌که وب‌گاه‌های فیلترشده را به حساب نمی‌آورد؟ چرا ادبیات رسمی‌اش را تند و خشن و با لحنِ دستوریِ دیکتاتورمآبانه هدایت می‌کند؟ چرا داوران‌اش را طوری برنمی‌گزیند که اعتنای بیش‌تری به محتوای وب‌گاه‌ها داشته باشند؟

هنوز موافق جشن‌واره هستم، یعنی دل‌ام این‌طور می‌خواهد که هم‌چنان موافق‌اش باشم، اما چه‌طور برای کشورمان توقعِ یک ساختارِ شوراپذیر و دموکرات را داریم اما در نهادهای کوچک‌تری که خودمان راه می‌اندازیم، شوراپذیر نیستیم؟ حرف آدمِ بیرون از نهاد را نمی‌شنویم؟ به صدای مخالف، اجازه‌ی نشر نمی‌دهیم؟

۴ دیدگاه برای “وب تنها آرمان‌شهری است که وجود خارجی دارد.”

  1. هدف جشنواره ی وب خوب از اولش هم فقط مسائلِ فنی بود و نه مسائل محتوایی.

  2. هــــــــــــــــــــــــــــــ =((

  3. نیما مطلب‌ات رو مستند کن که به عنوان پانویس – برای رعایت انصاف – به نوشته اضافه کنم.

  4. ای بابا، نهاد کوچک چیه. حتی در حد وبلاگها هم بیشتر نظرات یا فیلتر می شن یا تایید نمی شن یا بعد از تغییر مدیر وبلاگ تایید می شن. یعنی هر کدوممون یه فیلترچی کوچولو هستیم.
    من به جز وبلاگهای خودم از اول تا الان، و سه چهار تا وبلاگ دیگه، هیچ وبلاگی رو سراغ ندارم که نظراتش تاییدی نباشه، و نظری رو که خوشش نیاد، حتی اگه محترمانه و مودبانه هم باشه، تایید نکنه
    دیکتاتوری فرهنگ ما رو می شه توی مدیریت وبلاگها و کامنتها دید

پاسخی بنویسید.