الآن دقیقاً هشت و چهل‌ودو دقیقه‌ی بعدازظهرِ چهارشنبه، ۱۵ شهریورِ ۱۳۹۱ است، و مشکل همین‌جاست. فردا اگر شانزدهِ شهریور باشد، «روز بلاگستان فارسی» خواهد بود، به شرطی که فردا، واقعاً شانزده شهریور باشد.

از یک طرف می‌گوییم فعالیتِ استمراریِ مدامْ در فضای «مجازی» را تبلیغ نکنیم،‌ که توهمِ فعالیت می‌زاید، که توهمِ معترض‌بودن می‌زاید، که فرض را این‌طور می‌پنداراند که فعالیتِ واقعاً «واقعی» انجام می‌دهیم اما این‌طور نیست؛ این‌طور اگر بود، با وجودِ این‌همه کمپینِ مبارزه با فلان‌وبهمان، دنیا گل‌وبلبل می‌بود، پس این‌طور نیست، دنیای الآنِ قابلِ مشاهدهْ از چشم‌های من – حداقل – این‌طور نیست؛ شما را نمی‌دانم.

از طرف دیگر می‌گوییم وب‌لاگ است که به‌روز می‌شود، به‌روز باید شود، و این نکته را یک اصلِ وب‌لاگ‌نویسی می‌شماریم. من می‌نویسم: «فردا روز بلاگستان فارسی خواهد بود» و اگر مخاطبِ نوشته‌ام پس‌فردا این‌جا را ببیند، به یک گرهِ زمانی می‌رسد، به یک وقتِ بی‌وقتی می‌رسد، به یک لحظه‌ی ناممکن در «اکنون» می‌رسد. جمله‌ی «فردا روز بلاگستان فارسی خواهد بود» مطمئناً «به‌روز» است؛ من اصلی از اصول وب‌لاگ‌نویسی را رعایت کرده‌ام، اما مخاطبی که قرار نیست و نمی‌خواهد «توهم فعالیت»، «توهم معترض‌بودن» و «فعالیت مستمر» در فضای مجازی داشته باشد، از «به‌روزْبودنِ» وب‌لاگ من جا مانده‌است، چون نخواسته که از فضای «مجازیِ» وب‌لاگ‌ها دنیا را گل‌وبلبل کند، و یکی دو روز بعد از انتشارِ نوشته‌ی جدیدِ وب‌لاگ من، آن را خوانده‌است. دیگر فایده ندارد: نوشته‌ی من از این به بعد «خبر سوخته» به شمار خواهد آمد.

لازم نیست نوشته‌ای برای تمام فصول بنویسم. لازم نیست کتابی برای تمام دوران بنویسیم. لازم نیست مانیفستی تغییرناپذیر بنویسند که سعادت آدم‌ها را داعیه‌دار شود. وب‌لاگی بنویسیم که بیش‌تر از یک‌روز و دوروز، نوشته‌های‌اش اعتبار خودشان را حفظ کنند، که الآن که ساعت دقیقاً نُه و پانزده دقیقه‌ی بعدازظهرِ چهارشنبه است، به مخاطبِ ساعت دهِ بعدازظهر نیز احترام بگذارد؛ همین.

۷ دیدگاه برای “روز بلاگستان فارسی فردا است.”

  1. فقط جمله ی آخرت خوب بود

  2. دوست عزیز ساعت ۹ دو بار تکرار میشه : یه بار نه صبح و یه بار نه شب .نه بعد از ظهر نداریم

  3. دقیقا حس کردم توی همین بزرگراه پس زمینه هستم

    که الان هستی و البته نیستی !

    باید طوری باشی
    که وقتی نیستی ،
    هم باشی ..هم نبودنت مهم نباشه

    که این میشه همین بزرگراه ،پر ازدحام ،ترسناک ِ لازم برای زندگی امروز
    وای کیا دیوانه شدم !!

  4. […] بزرگ‌راه، رسیدن » روز بلاگستان فارسی فردا است. […]

  5. یعنی میگی به جای و ما هم یه مشت پلیس بی خاصیتیم بنویسیم و ما هم یه مشت پلیس بی … ایم؟
    اونوقت مردم چی میگن؟

  6. دوست عزیز آقا یا خانم “من” مثل اینکه شما خیلی خوب زمان ها رو بلدی. ولی بلد نیستی که وقتی ازت خواستن اسمت رو یه جایی بنویسی، واقعا “اسمت” رو اونجا بنویسی. شایدم کاربرد اسمی رو که پدر و مادرت برات گذاشتن رو نمیدونی. اون اسم به درد همین روزا میخوره عزیز.
    “من” برای تو منه، ولی برای من توهه!
    خیلی سخته که آدم بتونه از همچین نوشته ایی ایراد بگیره. مگر ایراد جزیی. تبریک میگم. شما موفق شدید!

  7. کاملا میفهمم چی میگی . این نظر از فعالیتهای احساسی بعضی ها در سالهای قبل بلاخص در بالاترین و بعدش در فیسبوک برام به اثبات رسید

    لینکت میکنم

پاسخی بنویسید.